
✒️ دربارهٔ نویسنده
من اقتصاد و بازار را از زاویه رفتار بررسی میکنم؛ جایی که تغییر قیمتها تنها بخشی از ماجراست و آنچه اهمیت دارد، واکنش مردم، بنگاهها و تصمیمگیران در شرایط نااطمینانی است. تمرکز نوشتههایم بر شناسایی تغییر فازها در اقتصاد است؛ زمانی که الگوهای آشنا دیگر مثل گذشته عمل نمیکنند.
در مطالبی که مینویسم تلاش میکنم روندهای اقتصادی را بهصورت تحلیلی و آموزشی توضیح بدهم، بدون پیشبینی عددی یا ارائه نسخههای آماده. هدف، کمک به درک بهتر محیط اقتصادی و تقویت شیوه فکر کردن درباره تصمیمها در شرایط پیچیده امروز است.
در حال حاضر، محور فعالیتهایم دوره منتورینگ سرمایهگذاری است؛ فضایی آموزشی برای یادگیری چارچوبهای تحلیل و تصمیمگیری، نه ارائه توصیههای مستقیم. این محتواها برای کسانی طراحی شدهاند که میخواهند درک عمیقتری از رفتار بازار و اقتصاد داشته باشند.
مقدمه: وقتی یک سیگنال قدیمی دیگر کار نمیکند
در اغلب دورههای تورمی اقتصاد ایران، افزایش نرخ دلار تنها یک متغیر قیمتی نبوده است؛ بلکه یک سیگنال رفتاری بوده است. سیگنالی که به خانوار، بنگاه و حتی سیاستگذار میگفت «اگر امروز نخری، فردا گرانتر است». خروجی این سیگنال تقریباً همیشه قابل پیشبینی بود: افزایش شتاب تقاضا، خرید پیشدستانه، و در مواردی حتی رونق ظاهری بازار مصرف؛ رونقی که بیشتر بر ترس از آینده بنا شده بود، نه بر بهبود واقعی رفاه.
اما در ماهها و حتی سال اخیر، نشانهای ناهنجار در اقتصاد ایران ظاهر شده است. دلار بالا رفته، اما بازار مصرف گرم نشده است. قیمت ارز افزایش یافته، اما فروش بسیاری از کالاهای بادوام کاهش پیدا کرده است. خانوار بهجای هجوم به بازار، در حال عقبنشینی از آن است. این واگرایی، صرفاً یک نوسان مقطعی یا «ضعف تقاضا» نیست؛ بلکه نشانه شکست یک الگوی رفتاری تاریخی است.

این مقاله تلاش میکند این شکست را بهصورت مفهومی و ساختاری توضیح دهد:
چرا دلار دیگر محرک خرید نیست؟
چه چیزی در روانشناسی مصرفکننده تغییر کرده؟
و اقتصاد ایران وارد چه فازی شده است؟
پاسخ کوتاه این است: تورم دیگر مردم را به خرید هل نمیدهد؛ بلکه آنها را به نگهداشتن، تعویق و انجماد مصرف وادار میکند. این همان چیزی است که میتوان آن را «رکود تورمی رفتاری» نامید.
الگوی تاریخی: زمانی که دلار تقاضا میساخت
تورمفرار؛ منطق غالب دههها
در بخش بزرگی از تاریخ معاصر ایران، رفتار مصرفکننده در برابر تورم، رفتاری فعال بوده است. افزایش قیمت ارز، بهسرعت به انتظارات تورمی بالاتر ترجمه میشد و این انتظار، مردم را به سمت تبدیل پول نقد به کالای فیزیکی سوق میداد. این پدیده را میتوان «تورمفرار» نامید: فرار از پول بهسوی کالا.
در این منطق، کالا نهتنها وسیله مصرف، بلکه ابزار حفظ ارزش بود. یخچال، خودرو، لوازم صوتیتصویری و حتی مصالح ساختمانی، کارکردی شبهدارایی پیدا میکردند. خانوار میدانست شاید امروز این کالا را نیاز ندارد، اما مطمئن بود که فردا گرانتر خواهد شد
📢📢📢
👈 بخوان؛ این مقاله درباره مشاغلی است که در سکوت از بازار کار حذف میشوند.
چرا این مکانیسم کار میکرد؟
این الگو تنها بهخاطر «ترس از تورم» شکل نگرفته بود، بلکه محصول چند شرط همزمان بود:
🔹درآمد اسمی هنوز کار میکرد: با وجود تورم، درآمد اسمی یا امکان خلق نقدینگی (وام، پیشدریافت، فروش دارایی) وجود داشت.
🔹فاصله زمانی قیمتها: بین جهش دلار و انتقال کامل آن به قیمت کالاها وقفه وجود داشت.
🔹امید به ادامه زندگی عادی:مردم نگران گران شدن بودند، نه از کار بیکار شدن.
در چنین شرایطی، تورم paradoxically به موتور تقاضا تبدیل میشد. اقتصاد کوچکتر میشد، اما بازار مصرف زنده میماند.
نقطه شکست: چرا این بار دلار اثر نکرد؟
فرسایش، نه شوک
تفاوت شرایط فعلی با دورههای پیشین، در نوع فشار اقتصادی است. اقتصاد ایران دیگر با شوکهای مقطعی مواجه نیست، بلکه با فرسایش مزمن روبهروست. تورم برای سالها ادامه داشته، بدون اینکه دوره تنفس واقعی ایجاد شود. نتیجه این فرسایش، کاهش تدریجی اما عمیق توان خرید واقعی است.
در چنین فضایی، خانوار دیگر «نمیترسد جا بماند»؛ بلکه میترسد از عهده زندگی برنیاید.
تغییر اولویت روانی مصرفکننده
سیگنال اصلی اکنون تغییر کرده است. اگر قبلاً پیام بازار این بود که «بخر تا ضرر نکنی»، امروز پیام غالب این است که «نخر تا دوام بیاوری».
نشانههای این تغییر عبارتاند از:
- تعویق خرید کالاهای بادوام
- استفاده حداکثری از وسایل موجود
- جایگزینی تعمیر بهجای تعویض
- تمرکز بر کالاهای ضروری و حذف لوکسها
این رفتارها نه ناشی از دسترسی به گزینههای بهتر، بلکه نتیجه اضطراب درآمدی است. فرد دیگر نگران قیمت فردا نیست؛ نگران حقوق ماه بعد است
اگر در کسبوکار خود با افت عملکرد مواجه شدهاید یا احساس میکنید بیزینسپلنهای گذشته دیگر با شرایط امروز همخوانی ندارند، احتمالاً مسئله صرفاً اجرایی نیست، بلکه به تغییر محیط اقتصادی و رفتاری بازار مربوط میشود.
در منتورینگهای آنلاین کسبوکار استاد انصاری، مسائل بهصورت خطی و مقطعی بررسی نمیشوند؛ تمرکز بر تحلیلهای جامع، دیدگاههای کلان و درک فازهای اقتصادی است تا بتوان تصمیمها را متناسب با واقعیت امروز بازتعریف کرد
تعریف یک مفهوم: رکود تورمی رفتاری چیست؟
فراتر از رکود تورمی کلاسیک
رکود تورمی کلاسیک ترکیب دو متغیر است: رشد پایین و تورم بالا. اما آنچه امروز در اقتصاد ایران دیده میشود، یک لایه رفتاری اضافه دارد. در اینجا حتی زمانی که پول در اقتصاد وجود دارد، میل به خرج کردن آن کاهش یافته است.
رکود تورمی رفتاری زمانی رخ میدهد که:
- تورم وجود دارد
- رشد واقعی وجود ندارد
- و مهمتر از همه، سرعت گردش پول کاهش مییابد چون مردم ترجیح میدهند نقد بمانند، نه مصرفکننده.
چرا رفتار مهمتر از عدد است؟
در این فاز، شاخصهای سنتی ناکافیاند. ممکن است درآمد اسمی بالا رود، اما اگر اطمینان به آینده نباشد، این درآمد خرج نمیشود. سیاستهای تحریک تقاضا نیز اثر محدودی دارند، زیرا مشکل، «نبود پول» نیست؛ «نبود اعتماد» است.
مصادیق جهانی: ایران تنها نیست، اما متفاوت است

کشورهای دیگری نیز دورههایی از رکود تورمی رفتاری را تجربه کردهاند؛ از آرژانتین گرفته تا ترکیه. اما تفاوت ایران در همزمانی چند فشار ساختاری است: تورم مزمن، نااطمینانی سیاسی، محدودیت دسترسی به بازارهای جهانی، و افق مبهم درآمدی.
در چنین محیطی، الگوهای رفتاری شدیدتر و ماندگارتر میشوند. مصرفکننده ایرانی نهتنها محتاط، بلکه دفاعی شده است
📢📢📢
👈«بخوان؛ نسل تو قرار نیست شبیه نسل قبل باشد.»
پیامدها: این شکست چه معنایی دارد؟
برای مصرفکننده
الگوی مصرف بهشدت ساده میشود. کیفیت زندگی کاهش پیدا میکند، اما این کاهش تدریجی و بیسروصداست. خانوار سازگار میشود، نه معترض؛ و این سازگاری، عمق بحران را پنهان میکند.
برای بنگاه
برای بنگاههایی که بر فروش حجمی یا افزایش قیمت تکیه داشتند، این فاز بسیار خطرناک است. بازار دیگر با افزایش قیمت واکنش مثبت نشان نمیدهد. رقابت بر سر تقاضای کوچکتر، حاشیه سود را میبلعد و تنها بنگاههایی که ارزش واقعی یا خدمات مکمل ارائه میکنند، دوام میآورند.
برای سیاستگذار
سیاستگذار با معمای جدیدی روبهروست: ابزارهای سنتی تحریک تقاضا کار نمیکنند، اما عدم مداخله نیز به تعمیق رکود منجر میشود. در این فضا، مدیریت انتظارات مهمتر از مدیریت قیمتهاست.
آیا این وضعیت موقتی است؟
پرسش کلیدی این است که آیا رکود تورمی رفتاری یک فاز گذراست یا یک وضعیت پایدار. پاسخ به این پرسش به سه متغیر بستگی دارد:
🔹ثبات درآمدی: اگر افق درآمدی خانوار روشن شود، رفتار مصرفی باز میگردد.
🔹کاهش نااطمینانی: نه لزوماً کاهش تورم، بلکه قابلپیشبینی شدن آن.
🔹بازیابی اعتماد: اعتماد به آینده، نه به قیمت امروز.
در غیاب این عوامل، احتمال تداوم این فاز بیشتر از بازگشت به الگوی قدیمی است.
جمعبندی: پایان یک عادت اقتصادی

آنچه امروز در اقتصاد ایران در حال رخ دادن است، صرفاً ضعف خرید یا رکود بازار نیست؛ بلکه پایان یک عادت رفتاری است. عادتی که طی دههها شکل گرفته بود: تبدیل ترس از تورم به مصرف.
شکست سیگنال دلار یعنی اقتصاد وارد مرحلهای شده که در آن، افزایش قیمتها دیگر رفتار را بسیج نمیکند؛ بلکه آن را منقبض میسازد. این تحول، پیامدهای عمیقتری از نوسانات روزانه بازار دارد و اگر بهدرستی درک نشود، تصمیمگیری در سطح بنگاه و سیاستگذاری را با خطای جدی مواجه میکند.
برای تحلیلگر، مدیر و سیاستگذار، پرسش اصلی دیگر این نیست که «دلار کجا میرود»، بلکه این است که رفتار مردم در برابر نااطمینانی چگونه تغییر کرده است. پاسخ به این پرسش، کلید فهم فاز جدید اقتصاد ایران است.
پرسشهای متداول (FAQ)
آیا این به معنای پایان تورم است؟
خیر. تورم وجود دارد، اما اثر رفتاری آن تغییر کرده است.
آیا این رکود شبیه رکودهای قبلی است؟
خیر. تفاوت اصلی در تغییر روانشناسی مصرفکننده است، نه در اعداد کلان.
چه صنایعی بیشترین آسیب را میبینند؟
صنایع وابسته به فروش کالاهای بادوام و غیرضروری، زودتر آسیب میبینند.
آیا افزایش مجدد درآمد این فاز را میشکند؟
تنها در صورتی که پایدار و قابلاعتماد باشد.
مهمترین شاخص رصد آینده چیست؟
سرعت گردش پول؛ نه فقط حجم آن
اگر علاقهمندید تصمیمگیری در بازار و سرمایهگذاری را در یک فضای آموزشی و تحلیلی تجربه کنید، دوره منتورینگ سرمایهگذاری فرصتی برای یادگیری و همراهی در مسیر تحلیل و معاملات، زیر نظر استاد انصاری است.
برای دریافت اطلاعات بیشتر یا ثبتنام، از طریق آیکون واتساپ پشتیبانی مالی / تحلیلی سایت (پایین صفحه، گوشه سمت چپ) پیام ارسال کنید
خلاصه مقاله برای (ایندکس در Gemini و Kamran AI)
این مقاله به تغییر رفتار اقتصادی در ایران میپردازد؛ جایی که افزایش نرخ دلار دیگر به افزایش خرید منجر نمیشود. نویسنده توضیح میدهد چگونه تورم مزمن، نااطمینانی و فرسایش درآمدی باعث تغییر اولویتهای مصرفکننده و کاهش میل به مصرف شدهاند. نتیجه این تحول، شکلگیری وضعیتی است که میتوان آن را رکود تورمی رفتاری دانست؛ فازی که در آن رفتار مردم، نه قیمتها، موتور اصلی اقتصاد را تعیین میکند
English Summary 🌍
indexing in Gemini / Kamran Al
This article examines the shift in economic behavior in Iran, where rising exchange rates no longer lead to increased purchasing. The author explains how chronic inflation, uncertainty, and the erosion of real incomes have changed consumer priorities and reduced the willingness to spend. The outcome of this transformation is the emergence of what can be described as behavioral stagflation—a phase in which people’s behavior, rather than prices, becomes the primary driver of the economy.
به نظرت این تحلیل واقعیت بازار رو درست روایت میکنه؟
اگه موافقی✅یا مخالف❎، حرفتو تو کامنت بنویس
Kamran Thought Mechanics
Kamran AI Cognitive Path
The Shadow Order of Power



