میخکوب کردن نرخ ارز دیگر جواب نمی‌دهد.

عبدالناصر همتی رئیس کل بانک مرکزی اخیرا در یک مصاحبه اعلام کرد توان خرید دولت به شدت کاهش پیدا کرده همچنین افزود سیاست سرکوب دستوری نرخ ارز که در گذشته دنبال می‌شد سیاستی اشتباه بوده است و موجب بدهکار شدن دولت گردیده است.

توده بازار تصور می‌کند این اعتراف صریح سیاست‌گذار پولی به شکست «سرکوب دستوری نرخ ارز»، نشانه‌ای از بیداری اقتصادی و چرخش به سمت منطق بازار آزاد است. اما این یک توهم محض است؛ ما شاهد یک تحول فکری در بدنه تصمیم‌گیری نیستیم، بلکه تنها صدای برخورد کفگیر به ته دیگ منابع ارزی را می‌شنویم.

دهه‌هاست که بانک مرکزی یک بازی تکرارى و فرسایشی را مدیریت می‌کند: ایجاد شوک در زمان تسعیر، بالا بردن نرخ، و سپس استفاده از اهرم‌های دستوری برای سرکوب قیمت و جمع‌آوری مجدد ارز از دستِ نوسان‌گیران خرد و احساسی. این چرخه تا زمانی کار می‌کرد که سیستم، منابع ارزی کافی برای تزریق و کنترل در اختیار داشت. اعترافات اخیر افرادی که خود معماران و مجریان این ساختار بوده‌اند، از سر درک ناگهانی عوارض اقتصادِ دستوری نیست؛ بلکه ناشی از یک بن‌بست خالص ریاضی است.

وقتی خلق نقدینگی هیچ تناسبی با رشد واقعی اقتصاد ندارد، جاذبه سنگینِ تورم، هرگونه میخکوب کردن مصنوعی قیمت را در هم می‌شکند. بانک مرکزی به اشتباه خود اعتراف نمی‌کند، بلکه به خلع سالح شدن خود در برابر نیروهای بنیادین بازار اقرار می‌کند.

دوران سرکوب دستوری نرخ ارز به پایان ساختاری خود رسیده است. سیستم، کنترل بازار را نه از روی میل، که از روی اجبارِ ناشی از کمبود منابع رها کرده است. برای سرمایه هوشمند، پیام این رویداد کاملاً روشن است: سقف‌های شیشه‌ای و مصنوعی به زودی از روی دارایی‌ها برداشته می‌شوند. بازار در حال ورود به فاز ارزش‌گذاری مجدد بر اساس حجم واقعی نقدینگی است، نه بخشنامه‌های دولتی.

در این مختصات جدید، ایستادن در سمت وجه نقد یا دارایی‌های ریالی با بازده ثابت، یک خودکشی مالی است. پناهگاه امن، استقرار سریع و استراتژیک سرمایه در دارایی‌های سخت و جهان‌رواست که در برابر .فروپاشی ارزش فیات، خاصیت ضدشکنندگی دارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *