چه زمانی در بازار باید نظرمان را عوض کنیم؟

تحلیل تغییر رفتار بازار، شکست فرض‌ها و تصمیم‌گیری حرفه‌ای

مقدمه: مسئله‌ای که همه می‌شناسند اما درست نمی‌فهمند

بیشتر زیان‌ها در بازارهای مالی از یک نقطه مشترک شروع می‌شوند؛ جایی که معامله‌گر یا سرمایه‌گذار نمی‌داند چه زمانی باید نظرش را عوض کند. نه به این معنا که تحلیل بلد نیست، نه به این معنا که ابزار ندارد، بلکه چون ذهنش بر روی دیدگاهی که زمانی درست بود قفل شده است. بازار تغییر میکند اما ذهن معامله گر و سرمایه گذار نمیتواند دیدگاهش به بازار را تغییر دهد . در بسیاری از مواقع، آنچه معامله‌گر تجربه می‌کند صرفاً یک اصلاح قیمتی نیست. مسئله تغییر روند است. روندی که زمانی صعودی بوده، اما آرام یا به ناگهان منطقش را از دست داده و وارد فاز دیگری شده است. با این حال، ذهن انسان به‌طور طبیعی تمایل دارد تجربه‌های قبلی موفقیت را تعمیم دهد. اگر قبلاً با صبر کردن از یک اصلاح عبور کرده‌ایم، این‌بار هم صبر می‌کنیم. حتی وقتی دیگر دلیلی برای ماندن و صبر کردن وجود ندارد.

در سوی دیگر، گروهی از معامله گران قرار دارند که هر اصلاحی را پایان دنیا می‌بینند. کوچک‌ترین حرکت خلاف انتظارشان کافی است تا با ترس از بازار خارج شوند. نتیجه؟ فروش در کف، جا ماندن از روند، و تکرار یک چرخه فرسایشی.

مسئله اینجاست که بازار همیشه پر از نوسان است. اگر قرار بود با هر حرکت قیمت نظرمان را تغییر دهیم، اساساً چیزی به نام تحلیل وجود نداشت. آنچه اهمیت دارد قیمت نیست. منطق پشت قیمت است. تغییر نظر واقعی، نباید واکنش احساسی نسبت به نوسانات بازار باشد بلکه می بایست پاسخی عقلانی به تغییر منطق بازار باشد . سؤال اصلی نباید این باشد که قیمت چه کرد، بلکه سوال درست اینست که بازار چگونه تصمیم می‌گیرد ؟ آیا هنوز با همان منطق گذشته تصمیم می گیرد ؟

چرا همیشه دیر می‌فهمیم؟

نگاه به گذشته بازارها، همه‌چیز را ساده نشان می‌دهد. به نظر کافی بود طلا، دلار، نقره یا بیت‌کوین را در زمان X بخریم تا چند صد درصد سود عایدمان شود. این تصویر فریبنده، یک توهم خطرناک می‌سازد؛ این‌که «دفعه بعد من جا نمی‌مانم». اما حقیقت این است که سودآوری در بازار، تقریباً همیشه مستلزم تصمیم‌گیری برخلاف باور عمومی است. هم در ورود، هم در خروج.

در اواخر روندهای صعودی، فضا مملو از قطعیت است. تحلیل‌گران با اعتمادبه‌نفس از تارگت‌های بالاتر می‌گویند، گزارش‌های نهادی ادامه رشد را تأیید می‌کنند، و رسانه‌ها هم‌صدا هستند. همین منطق در بازارهای نزولی هم تکرار می‌شود. همه چیز بد به نظر می‌رسد و هیچ‌کس آینده‌ای روشن نمی‌بیند.

مشکل اینجاست که ذهن انسان عاشق تأیید جمعی است. تصمیم برخلاف جریان، روی کاغذ ساده است، اما در عمل بسیار دشوار. اگر می‌خواهید در بازار یک معامله‌گر یا سرمایه‌گذار سودآور باشید ، معمولا ناچار خواهید بود تصمیم‌هایی اتخاذ کنید که در لحظه، نادرست و حتی احمقانه به نظر می‌رسند. و دقیقاً همین‌جاست که اغلب افراد عقب می‌کشند.

اولین علامت خطر کجاست؟

اولین نشانه‌ای که باید در ذهن تحلیل‌گر شک ایجاد کند، قیمت نیست. قیمت همیشه آخرین چیزی است که تغییر می‌کند. نشانه خطرناک‌تر جایی است که بازار همان اطلاعات قبلی را می‌بیند، اما دیگر مانند قبل واکنش نشان نمی‌دهد.

ممکن است هنوز بر روی نمودار چیز خاصی مشاهده نشود، اما رفتار بازار به وضوح تغییر پیدا کند . واکنش‌ها کندتر یا تندتر بشوند و اعتماد به روند قبلی ترک بردارد یا بیش‌ازحد شکننده بشود . الگوی تصمیم‌گیری بازیگران تغییر پیدا کند ، بدون آن‌که الزاماً روی قیمت فریاد بزند.

این نقطه همان‌جاست که تحلیل‌گر حرفه‌ای مکث می‌کند. نه می‌خرد، نه می‌فروشد. فقط نگاه می‌کند. چون می‌داند تغییرات واقعی، اول در رفتار رخ می‌دهند، نه در نمودار.
بعنوان نمونه میتوانیم به روند صعودی بیت کوین در سال 2020اشاره کنیم در آنزمان بازار به شدت نسبت به توئیت های ایلان ماسک واکنش نشان میداد و با هر توئیت بازار رشد میکرد اما زمانی زمانی رسید که بازار نسبت به توئیت ها و سخنان ایلان ماسک بی تفاوت شد و این همان تغییر رفتار بازار بود

در سال ۱۳۹۷ سرمایه گذاران و معامله گران انتظار ادامه رشد قیمت دلار را داشتند فرض آنها برای ادامه روند صعودی تحریم های آمریکا و کاهش فروش نفت ایران بود. اما با روی کار آمدن ناصر همتی این فرض تغییر کرد . همتی نیازهای ارزی را سرکوب نمود و ثبت سفارش بسیاری از کالاها را ممنوع کرد همچنین در دوران او نقدینگی به سمت بازار بورس هدایت شد . همین عوامل موجب کاهش نیاز ارزی و کنترل نسبی نقدینگی در آنزمان شد در نتیجه معامله گران و سرمایه گذارانی که انتظار دلار ۴۰.۰۰۰ تومانی را می کشیدند با تغییر فرض های بازار با ریزش ۵۰ درصدی قیمت مواجه شدند

چرا باید باور رایج را بیشتر زیر سؤال برد؟

هر تحلیلی، حتی دقیق‌ترین آن، روی مجموعه‌ای از فرض‌های پنهان بنا شده است. فرض‌هایی درباره رفتار سرمایه‌گذاران، پایداری شرایط اقتصادی، و واکنش بازار به شوک‌ها. وقتی این فرض‌ها از کار می‌افتند، تحلیل عملاً مرده است؛ حتی اگر قیمت هنوز به نفع آن حرکت کند. اصرار بر تحلیلی که فرض‌هایش دیگر معتبر نیستند، یکی از بزرگ‌ترین خطاهای ذهنی معامله‌گران است. ذهن به نتیجه‌گیری قبلی چسبیده، چون تغییر نظر برایش هزینه روانی دارد. اما بازار اهمیتی به هزینه روانی ما نمی‌دهد.

یک نمونه بارز از این مثال رشد بازار بورس در سال ۱۳۹۹ بود . فرض رشد بازار بر این بنا نهاده شده بود که دولت قصد تامین مالی از بازار بورس را دارد و بهمین دلیل از رشد بازار بورس حمایت میکند . این فرض درست بود و عامل اصلی رشد بورس در آن مقطع بود اما زمانی که دولت لایحه فروش اوراق سلف نفتی را به مجلس ارائه داد این به معنی پایان برنامه دولت برای کسب درآمد از بازار بورس بود چرا که توان بازار سرمایه برای جذب نقدینگی به پایان رسیده بود و دولت قصد داشت اوراق سلف نفتی را جایگزین سهام کارخانجات کند . این به معنای پایان فرضی بود که رشد بورس بر مبنای آن پایه گذاری شده بود اما بسیاری از معامله گران قادر به درک این تغییر نبودند

همچنین در بسیاری از مواقع، خود بازار تغییر نمی کند ، اما رابطه‌اش با متغیرهای بیرونی تغییر پیدا میکند . بازاری که قبلاً به تورم واکنش مشخصی داشت، یا به دلار، نرخ بهره و انتظارات رفتاری پاسخ می‌داد، ممکن است وارد فازی شود که همان محرک‌ها دیگر همان اثر را ندارند. این خطرناک‌ترین نقطه برای اصرار روی تحلیل قدیمی است؛ چون ذهن هنوز «دلیل» دارد، اما بازار دیگر «پاسخ» نمی‌دهد.

یک نمونه از این مثال شرایط بازار مسکن بعد از سال ۱۴۰۲ بود تا پیش از این تاریخ بازار مسکن بلافاصله نسبت به رشد نرخ دلار واکنش نشان میداد اما پس از این تاریخ دچار عقب ماندگی رشد نسبت به دلار شد

نمودار بازار مسکن تغییر رفتار بازار مسکن پس از سال 1402 را نمایش میدهد . مسکن دچار یک واگرایی با قیمت دلار میشود و اگر چه قیمت اسمی و ریالی مسکن رشد میکند اما ارزش دلاری مسکن در یک روند نزولی قرار میگیرد

چگونه به‌صورت سیستماتیک نظرمان را تغییر دهیم؟

تغییر نظر نباید احساسی باشد. نه بر اساس ترس، نه بر اساس طمع. برای همین به یک چارچوب نیاز داریم؛ ساده، اما عمیق. قبل از هر تغییر دیدگاه، باید از خودمان بپرسیم آیا رفتار بازار نسبت به گذشته تغییر کرده یا فقط قیمت نوسان داشته است. آیا فرض‌های اصلی تحلیل هنوز معتبرند، یا فقط نتیجه‌گیری را حفظ کرده‌ایم چون به آن عادت کرده‌ایم.

سؤال مهم‌تر این است که آیا رابطه بازار با محرک‌های بیرونی ثابت مانده یا دچار واگرایی رفتاری شده است. اگر حداقل دو پاسخ منفی باشند، تغییر نظر نشانه ضعف نیست. نشانه بلوغ تحلیلی است. نشانه این است که ذهن هنوز زنده است و با بازار حرکت می‌کند، نه با خاطرات خودش.

چرا تغییر نظر در بازار ایران اهمیت بیشتری دارد

در بازارهای مالی ایران بیشتر از هر بازار دیگری روابط بازار با متغییرها در حال نوسان و تغییرند . تأخیرهای رفتاری رایج‌اند. واکنش‌ها نامتقارن‌اند؛ بالا رفتن‌ها سریع، پایین آمدن‌ها فرسایشی. بزرگ‌ترین خطای تحلیل‌گران در ایران، همین تحلیل خطی روی بازارهای غیرخطی است.

تحلیل گران خطی تحلیل های ساده ای دارند . چون دلار گران شده است مصالح و هزینه ساخت افزایش پیدا میکند و در نتیجه قیمت مسکن هم افزایش پیدا میکند
تحلیل گران خطی نمیتوانند درک کنند که بخش مسکن بعنوان یک بخش از اقتصاد کلان تابع عوامل کلی اقتصاد کلان از جمله نا امنی های ژئوپلوتیک و یا مسائل زیست محیطی و مواردی نظیر کم آبی و خشکسالی است همچنین مواردی نظیر رشد انس جهانی و احتمال عقب ماندگی بازار مسکن نسبت به بازلرهای موازی از جمله طلا را در نظر نمی گیرند

در چنین مواردی ، تغییر رفتار بازار بسیار زودتر از تغییر قیمت رخ می‌دهد. شکست فرض‌ها، پیش از شکست نمودار اتفاق می‌افتد. و اصرار بر تحلیل قدیمی، هزینه‌ای چند برابر دارد. در ایران، برنده کسی نیست که بیشتر بداند؛ کسی است که بتواند به‌موقع، بدون ترس و بدون تعصب، نظرش را عوض کند.

اینفوگرافیک مقاله

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

تغییر نظر در بازار نشانه ضعف نیست. نشانه بی‌ثباتی نیست. نشانه حرفه‌ای بودن است، به شرطی که بر اساس رفتار، فرض‌ها و روابط تغییر کند، نه صرفاً بر اساس نوسان قیمت. بازار از ما انتظار وفاداری ندارد. فقط انتظار فهم دارد.

نظر تو چیست؟
آیا تا به‌حال به‌خاطر دیر تغییر دادن دیدگاهت، سودی را از دست داده‌ای یا زیانی را تجربه کرده‌ای؟ تجربه‌ات را در بخش نظرات بنویس. این گفتگو دقیقاً از همین‌جا معنا پیدا می‌کند.

🎓 برنامه منتورینگ یک‌ساله بازارهای مالی

این برنامه با اشتراک سایت تفاوت اساسی دارد. اشتراک سایت برای دسترسی به محتوا و ابزار تحلیلی است؛ اما منتورینگ یک‌ساله، یک مسیر آموزشی عمیق و بلندمدت است برای کسانی که می‌خواهند چارچوب تصمیم‌گیری، مدیریت ریسک، ساخت پرتفوی و تحلیل رویدادهای کلان را به‌صورت عملی یاد بگیرند و اجرا کنند.
در این مسیر، تمرکز روی تصمیم‌سازی است، نه سیگنال.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش پشتیبانی سایت مراجعه کنید

کامران انصاری ؛ تحلیل گر و مدرس بازارهای مالی

هشدار ریسک
این مقاله صرفاً با هدف آموزش و تحلیل تهیه شده و به‌هیچ‌وجه توصیه به خرید، فروش، سرمایه‌گذاری یا عدم سرمایه‌گذاری در هیچ بازار یا دارایی خاصی نیست.

اشتراک گذاری

Facebook
WhatsApp
Telegram
Email
Twitter
Print

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

واتساپ
تلگرام
اینستاگرام
تماس صوتی
پیامک
پشتیبانی مالی / تحلیل
ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 15 دقیقه است

    ورود / عضویت
    کد تایید به شماره شما ارسال خواهد شد
    Proceed With WhatsApp
    ارسال مجدد کد یکبار مصرف(00:30)

    فقط اعضای ویژه وب‌سایت به وبینارهای تحلیلی روز و دوره‌های آموزشی رایگان ما دسترسی دارند.

    جهت عضویت شماره تلفتن خود را وارد کنید

    لطفا ابتدا در سایت لاگین کنید و بعد اقدام به ارسال تیکت نمایید.

    ورود / عضویت
    کد تایید به شماره شما ارسال خواهد شد
    Proceed With WhatsApp
    ارسال مجدد کد یکبار مصرف(00:30)

    فقط اعضای ویژه وب‌سایت به وبینارهای تحلیلی روز و دوره‌های آموزشی رایگان ما دسترسی دارند.

    جهت عضویت شماره تلفتن خود را وارد کنید