تحلیل گران و معامله گران بازارهای مالی همواره بدنبال کسب بیشترین سود از سرمایه گذاری های خود هستند در این میان همواره این سوال مطرح است که برای کسب بیشترین سود از بازارهای مالی کدام روش تحلیلی باید در اولویت سرمایه گذاران و معامله گران قرار بگیرد .
تحلیل گران تکنیکال بر جمله معروف خود تاکید دارند که همه چیز در چارت است ؛ به بیان واضح تر یعنی اینکه لزومی به پیگری و دنبال کردن اخبار و رویدادهای سیاسی و ژئو فاینانس و یا تحلیل های فاندامنتال نیست ! اگر خبر ؛ رخدادی سیاسی و یا ژئوپلوتیکی باشد که بر روی قیمت های بازار تاثیر گذار باشد ؛ حتما آن خبر یا رویداد به نحوی تاثیر خود را بر روی چارت قیمت نشان خواهد داد .
بنابر این نیازی به تحلیل اخبار و رویداد های ژئو فاینانس وجود ندارد .
تحلیل گران فاندامنتال هم بر اساس جداول اکسل به ارزیابی میزان سود آوری شرکت ها می پردازند و معتقد هستند که بدون توجه به تحلیل های تکنیکال و یا اخبار و تحلیل های ژئوفاینانس اگر شرکتی سودآور باشد و پیش بینی ها بر این اساس باشد که این سود آوری ادامه پیدا خواهد کرد آنگاه سرمایه گذاری بر روی چنین شرکتی میتواند یک سرمایه گذاری مناسب باشد . در ادامه این مقاله به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت که کدامیک از روش های تحلیل و ارزیابی بازار و دارایی ها باید در اولویت بررسی های معامله گران و سرمایه گذاران در مورد بازار باشد
🧠📊 به دوره منتورینگ سرمایهگذاری بپیوندید
در این دوره میآموزید چگونه بر اساس شخصیت سرمایهگذاری خودتان، یک سبد سرمایهگذاری اصولی و پایدار بسازید و با درک چرخههای اقتصادی و دادههای کلان، تصمیمهای آگاهانهتری در بازارهای مالی بگیرید.
سالها تجربه عملی ما در بازارهای مالی و نتایج هنرجویان این دوره، پشتوانه مسیری است که به شما آموزش داده میشود.
📩 برای دریافت اطلاعات بیشتر، از طریق آیکون واتساپ داخل سایت (پایین سمت چپ) پیام ارسال کنید.
چرا استراتژی های قدیمی دیگر پولساز نیستتد ؟
سالهای دهه ۱۹۸۰ دوران اوج تحلیل گران تکنیکال بود در ایران نیز یکی از نخستین و همچنین معروف ترین کتاب هایی که در زمینه تحلیل بازارهای مالی منتشر شد کتاب تحلیل تکنیکال نوشته جان مورفی بود ؛ این کتاب برای نخستین بار در آمریکا در سال ۱۹۸۵ به چاپ رسیده بود ؛ این کتاب هنوز هم یکی از پرفروش ترین کتاب ها در زمینه تحلیل بازارهای مالی است ؛ محتوای کتاب بطور کامل اشاعه دهنده این دیدگاه است که برای پیش بینی روندهای بازار صرفا و باید به الگوهای تکنیکال موجود بر روی چارت تکیه کرد و چارت ها تنها منبع کاملا قابل اعتماد در این زمینه هستند . این گفته شاید همچنان تا حدود بسیار زیادی صحیح باشد اما این واقعیت را نمیتوان منکر شد که شرایط امروز بازارها با سالهای دهه ۱۹۸۰ کاملا متفاوت است در آن دوران ثباتی نسبی بر کلیت اقتصاد و بازارها حاکم بود و همین مسئله باعث میشد الگوهای تحلیل تکنیکال از دقت بالایی برخوردار باشند ؛ قیمت ها داخل کانال های قیمتی نوسان میکردند ؛ الگوهای بازگشتی و یا الگوهای ادامه دهنده روند ها معمولا معتبر بودند … اما اکنون شرایط به میزان بسیار زیادی تغییر کرده است . بحران هایی نظیر کرونا ؛ و یا سیاست های تعرفه ای دونالد ترامپ حتی بر علیه متحدان اروپایی بازارها را بسیار غیرقابل پیش بینی تر کرده اند ، تنش های ژئوپلتیک بیش از هر زمان دیگری در جهان بالا گرفته ؛ روسیه و اتحادیه اروپا عملا رودروی یکدیگر قرار گرفته اند و بیم گسترش تنش ها از خاورمیانه به سراسر جهان بیش از هر زمان دیگریست

در سال ۱۹۸۵ (خط آبی)، واکنش بازار بهصورت تدریجی و با تأخیر زمانی چندروزه تا چندهفته شکل گرفته است؛ اما در سال ۲۰۲۴ (خط نارنجی)، همان شوک مشابه ظرف ساعات تا چند روز جذب شده و تغییر قیمتها سریع و آنی رخ داده است. این تفاوت بیانگر تحول ساختاری در سرعت پردازش اطلاعات و تصمیمگیری معاملهگران در عصر هوش مصنوعی و دسترسی بلادرنگ به دادههاست
تحلیل های فاندامنتال تا چه اندازه می توانند دقت داشته باشند ؟
در نقطه مقابل تحلیل گران تکنیکال ؛ تحلیل گران فاندامنتال قرار دارند که بوسیله جداول اکسل میزان سودآوری شرکت ها را محاسبه میکنند و بر یک اصل اساسی اعتقاد دارند ؛ و آن اینست که فارغ از تحولات ژئوپلتیک ؛ یا ژئو فاینانس و سیاست های اقتصادی اگر شرکتی سود آور باشد سرمایه گذاری بر روی آن امری منطقی خواهد بود این گفته نیز تا حد زیادی درست به نظر میرسد
اما بنا به همان دلایلی که پیشتر به آن اشاره شد ؛ سود آوری فعلی شرکت ها در حال حاضر دلیلی بر ادامه روند سود آوری در آینده نخواهد بود ! سرعت تحولات در حوزه های ژئو فاینانس و همینطور تکنولوژی و فن آوری اکنون آنچنان بالاست که دیگر نمیتوان قضاوت درستی از روی میزان سود آوری شرکت ها در مورد آینده قیمت آنها داشت . برای درک بهتر این موضوع نگاهی به شرایط دارایی ها و شرکت ها می اندازیم و چند نمونه را بررسی میکنیم .
تقریبا بیشتر شرکت های فعال در زمینه هوش مصنوعی در حال حاضر
سود چندانی کسب نمی کنند اما جریان سرمایه گذاری آینده نگر بر روی این شرکت ها موجب رشد قیمت ها شده است ؛ مقررات تعرفه ای که یک شبه وضع میشوند میتوانند یک شرکت سود آور را به یک شرکت زیان آور تبدیل کنند . همچنین تنش های ژئوپلوتیک زنجیره تامین مواد اولیه را با ناپایداری های بسیاری مواجه کرده اند که مناقشه در مورد مواد اولیه کمیاب بین امریکا و چین یکی از آنهاست در چنین شرایطی اظهار نظر در مورد آینده سود آوری شرکت ها اساسا چندان راحت نیست چه رسد به آنکه بر اساس آینده سودآوری بخواهیم وارد یک معامله بر روی سهام یک شرکت شویم
آیا تحولات تکنولوژیک ؛ سیاسی و ژئوپلوتیک مقدم بر تحلیل های تکنیکال و فاندامنتال هستند ؟
جریان های تکنولوژیک این روزها مانند تند باند برمیخیزند و گاهی اوقات به همان سرعت که برخواسته اند فرو کش میکنند ، تا چندی قبل پذیرش ETF های بیت کوین و برخی دیگر از رمز ارزها این گمانه زنی را بوجود آورد که بزودی سرمایه گذاری بر روی بیت کوین بسیار فراگیر تر از آنچه خواهد شد که وجود داشت رویای تحول نظام مالی جهان به نظر میرسید که بیش از هر زمان دیگری به تحقق نزدیک است . اما رشد بازار صرفا محدود به بیت کوین باقی ماند و سایر رمز ارزها از این رشد بهره ای نبردند رویای تحول نظام مالی جهانی نیز به واسطه رویای جدیدتری به نام هوش مصنوعی به فراموشی سپرده شد و با این فراموشی رشد سهام شرکت هایی که به شرکت های خزانه داری بیت کوین معروف هستند نیز متوقف شد . در رویدادی دیگر ؛ هیاهویی تکنولوژیک به نام متاورس و واقعیت مجازی بر پاشد و ادعا میشد که آینده اینترنت در جهان متعلق به متاورس خواهد بود . همزمان با این اتفاق شرکت فیس بوک نام خود را به شرکت متا تغییر داد و سرمایه گذاری کلانی بر روی پروژه های واقعیت مجازی به انجام رساند اما طولی نکشید که معلوم شد متاورس و واقعیت مجازی جایی در آینده وب ندارند و شرکت متا نیز پس از زیان های هنگفت ، از این دست از پروژه ها عقب کشید .
در نمونه ای دیگر تعرفه های تجاری ترامپ که به مقاصد سیاسی بر روی کالاهای وارداتی به آمریکا وضع شدند موجب سقوط سنگین سهام در وال استریت شد و یا رویدادی نظیر کرونا زنجیره تامین کالا در سراسر جهان را دچار اختلال کرد .
واقعیت اینست که شرایط بازارها در این دوران با سالهای دهه ۱۹۸۰ که در آن تحلیل گران فاندامنتال و تکنیکال با یکدیگر به بحث و جدل میپرداختند متفاوت است مسائلی که امروزه رخ دادن بسیاری از آنها شاید عادی به نظر برسند در سالهای دهه ۱۹۸۰ به ندرت رخ میدادند . اکنون نه دیگر الزاما میشود تمام رویداد های پیدا و پنهان را آنگونه که تحلیل گران تکنیکال ادعا می کنند بر روی چارت قیمت مشاهده کرد و نه پیش بینی سوداور بودن شرکتی آنطور که تحلیل گران فاندامنتال باور دارند میتواند الزاما دلیل مناسبی برای سرمایه گذاری باشد

راهکار عملی؛ معرفی «هرم تحلیل GFT»
اگر تا اینجا متوجه شدهاید که چرا روشهای قدیمی منجر به زیان میشوند، احتمالاً میپرسید: «پس الان باید چطور معامله کنیم؟»
پاسخ در تغییر “اولویتها” است. ما در عصر جدید به یک چارچوب سختگیرانه نیاز داریم که مانع از ورودهای احساسی شود. من این چارچوب را «هرم تحلیل GFT» مخفف
G _eo🔹
F_undamental 🔹
T_echnicl 🔹
نامگذاری کردهام.
این هرم سه لایه دارد. قانون طلایی این است: شما حق ندارید به لایه بالاتر بروید، مگر اینکه لایه پایین «تأییدیه ورود» صادر کرده باشد.
لایه اول (قاعده هرم): فیلتر ژئوفاینانس (Macro Filter)
فیلتر کلیدی قبل از هر تحلیل 📌
سؤالات اصلی : ابتدا این سوالات را از خود بپرسید :
🔹 آیا زمین بازی امن است؟
🔹در چه دورانی قرار داریم جنگ یا صلح؟ ⚔️🕊️
🔹سیاست های فدرال رزرو به کدام سمت است انقباض یا انبساط پولی؟ 📉📈
🔹آیا بر روی یک حباب قرار داریم مثلا حباب مسکن یا حباب هوش مصنوعی … ؟
این مهمترین فیلتری است که بیش از ۹۰٪ معاملهگران خرد نادیده میگیرند.
قبل از اینکه حتی یک چارت باز شود، باید وضعیت کلان بازار بررسی شود
مثال:
اگر فدرال رزرو در مسیر افزایش نرخ بهره باشد 🏦⬆️
یا تنشهای ژئوپلیتیک به سطح «هشدار قرمز» برسد
در این شرایط مهم نیست بیتکوین یا هر دارایی دیگر چه الگوی تکنیکالی ساخته است بازار وارد فاز ترس سیستماتیک میشود و تحلیل تکنیکال کارایی خود را از دست میدهد.
حکم نهایی:
اگر پاسخ این فیلتر منفی است → نقد بمانید و یا بر روی دارایی های ریسک گریز سرمایه گذاری کنید ✅💵
Cash is King 👑
لایه دوم (بدنه هرم): فیلتر ارزش (Value Filter)
📉 سؤال کلیدی: آیا این دارایی ارزش خریدن دارد؟
عملکرد: حالا که فهمیدیم شرایط کلی بازار آرام است، باید “چیستی” دارایی را بررسی کنیم.
📌 در کریپتو: بررسی On-chain، توکنومیکس، و کاربرد پروژه (آیا فقط یک می
مکوین است یا زیرساخت دارد؟).
📌 در سهام: بررسی صورتهای مالی و P/E.
هدف: جلوگیری از خرید داراییهای بیارزش (Trash Assets) که حتی در بازار صعودی هم رشد نمیکنند. تحلیل تکنیکال نمیتواند به شما بگوید یک شرکت در حال ورشکستگی است، اما فاندامنتال میگوید.
لایه سوم (نوک هرم): نقطه ماشه (Technical Trigger)
فیلتر زمانبندی ورود ⏱️
اینجا — و فقط اینجا — جایگاه تحلیل تکنیکال است 📊
تحلیل تکنیکال دیگر «استراتژی» نیست بلکه صرفاً یک ابزار زمانبندی است پس از عبور از فیلتر کلان و اطمینان از امن بودن زمین بازی تکنیکال کمک میکند:
- نقطه ورود را دقیقتر انتخاب کنید 🎯
- ریسک را کنترل کنید ⚖️
- خطای رفتاری را کاهش دهید 🧠
قاعده کلی در استراتژی GFT
بدون تأیید ماکرو (Macro) بهترین الگوی تکنیکال هم فقط نویز است اما اگر ماکرو سیگنال ورود بدهد آنگاه تکنیکال تبدیل میشود به ابزار اجرای حرفهای 🧩
سناریو:
1. ژئوفاینانس میگوید: اوضاع آرام است. (تیک سبز ✅)
2. فاندامنتال میگوید: بیتکوین دارایی ارزشمندی است. (تیک سبز ✅)
3. ابزارهای تکنیکال ورود را تائید می کنند بعنوان مثال قیمت بالای خط MA200 تثبیت داده است. (تیک سبز ✅)
نتیجه: ماشه را بکشید و وارد شوید.
خلاصه استراتژی GFT در یک جمله:
ژئوفاینانس جهت باد را مشخص میکند، فاندامنتال استحکام کشتی را میسنجد، و تکنیکال فقط زمان بالا کشیدن بادبانهاست.
جمع بندی و نتیجه گیری
تحلیل های تکنیکال و الگوهای تکنیکال همچنان یکی از روش های معتبر برای ارزیابی و اظهار نظر در مورد آینده قیمت هستند این سخن در مورد تحلیل های فاندامنتال و وضعیت سود آوری شرکت ها نیز صدق میکند اما در شرایط کنونی اقتصاد اخبار و رویدادهای سیاسی ؛ ژئو فاینانس ؛ ژئوپولتیک و مسایل اقتصاد کلان مانند سیاست های فدرال رزرو می بایست در مرحله اول ارزیابی ها قرار بگیرند و پس از آن میتوان به سراغ تحلیل های تکنیکال و یا فاندامنتال رفت
